دیکشنری فارسی

gargantua

معنی فارسی

غول غول پيکر عظيم الجثه .

معنی کامل و مثال‌ها

/gär gan´chōō ǝ,-tyōōǝ/

● (شخصیت رمان گارگانچوا و پانتاگرویل اثر نویسنده‌ی فرانسوی: رابله) شاه غول آسا

* gargantuan, adj.

عظیم، عظیم‌الجثه، تنومند، غول‌آسا

Rustam's gargantuan stature

قامت عظیم رستم

a building of gargantuan dimentions

ساختمانی با ابعاد عظیم

تعریف انگلیسی

noun
  1. a voracious giant in Francois Rabelais' book of the same name

واژه‌های دیگر با معنی «غول»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن