دیکشنری فارسی

gargle

UKgɑːgl

معنی فارسی

غرغره کردن گلوشويي غرغره کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/gär´gǝl/n., vt., vi.

● غرغره، غرغره کردن

● داروی غرغره، حلق شویه

● صدایی مثل صدای غرغره در آوردن، نامفهوم حرف زدن

● صدای غرغره، قل قل

تعریف انگلیسی

verb
  1. a medicated solution used for gargling and rinsing the mouth
  2. the sound produced while gargling
  3. utter with gargling or burbling sounds “Somebody ----s something”
  4. rinse one's mouth and throat with mouthwash “gargle with this liquid” “Somebody ----s”

واژه‌های دیگر با معنی «غرغره کردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن