gargoyle
UKgɑːgɔil
معنی فارسی
ميزاب
معنی کامل و مثالها
/gär´goil´/n.
● گارگویل (در بناها و کلیساهای قدیم: ناودانی که به شکل صورت انسان یا حیوانات عجیب از فلز و یا سنگ حجاری شده است)، ناودان کله اژدری، میزآب
● (معماری) هر نوع تزئین برجسته به شکل گارگویل
● آدم بدریخت، آدم کریه
تعریف انگلیسی
noun
- a spout that terminates in a grotesquely carved figure of a person or animal
- an ornament consisting of a grotesquely carved figure of a person or animal
مترادفها
noun
[Written also Gargoil and Gargyle.] Spout, projecting conductor.