دیکشنری فارسی

garlicked

معنی فارسی

داراي سير سير زده سيردار داراي بوي سير

معنی کامل و مثال‌ها

/gär´likt/adj.

● دارای سیر، سیر زده، سیردار، دارای بوی سیر

واژه‌های دیگر با معنی «داراي سير»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن