دیکشنری فارسی

garlicky

UKgɑːlikiː US'gɑ:lıkı

معنی فارسی

سيردار سيرمانند سيري

تعریف انگلیسی

adjective
  1. relating to or tasting or smelling of garlic “garlicky sauce” “Pertains to noun: garlic”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن