دیکشنری فارسی

garrote

معنی فارسی

(garotte) خفه سازي بطرز اسپانيولي ،

اسباب ادم خفه کني ،

راهزني بوسيله خفه کردن مردم ، شريان بند.

معنی کامل و مثال‌ها

/gǝ rōt´, ge rät´/n., vt.

● گاروت (روش اعدام در اسپانیای قدیم که طی آن یقه‌ی فلزی دور گردن محکوم می‌آویختند و با چرخاندن پیچی یقه را تنگ‌تر می‌کردند تا محکوم خفه شود)

● یقه‌ی فلزی (جهت خفه کردن)

● ریسمان یا تسمه یا طنابی که مهاجم غفلتا دور گردن شخص مورد حمله قرار می‌دهد و او را خفه می‌کند

● خفه کردن

● اختناق

● با گاروته کشتن، از کار انداختن

تعریف انگلیسی

verb
  1. an instrument of execution for execution by strangulation
  2. strangle with an iron collar “people were garrotted during the Inquisition in Spain” “Somebody ----s somebody” “Something ----s somebody”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن