garrote
معنی فارسی
(garotte) خفه سازي بطرز اسپانيولي ،
اسباب ادم خفه کني ،
راهزني بوسيله خفه کردن مردم ، شريان بند.
معنی کامل و مثالها
/gǝ rōt´, ge rät´/n., vt.
● گاروت (روش اعدام در اسپانیای قدیم که طی آن یقهی فلزی دور گردن محکوم میآویختند و با چرخاندن پیچی یقه را تنگتر میکردند تا محکوم خفه شود)
● یقهی فلزی (جهت خفه کردن)
● ریسمان یا تسمه یا طنابی که مهاجم غفلتا دور گردن شخص مورد حمله قرار میدهد و او را خفه میکند
● خفه کردن
● اختناق
● با گاروته کشتن، از کار انداختن
تعریف انگلیسی
verb
- an instrument of execution for execution by strangulation
- strangle with an iron collar “people were garrotted during the Inquisition in Spain” “Somebody ----s somebody” “Something ----s somebody”