دیکشنری فارسی

garrulity

UKgəruːlitiː

معنی فارسی

پرگويي پرحرفي برچانگي روده درازي

مترادف‌ها

noun
Loquacity, loquaciousness, babble, babbling, talkativenesss, prattle, prate.

واژه‌های دیگر با معنی «پرگويي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن