دیکشنری فارسی

garrulous

UKgærələs US'gerələs

معنی فارسی

پرگو پرحرف روده دراز شرشرکننده پرصدا

معنی کامل و مثال‌ها

/gar´ǝ lǝs; gar´yōō-, -yǝ-/adj.

پر حرف، حراف، وراج، روده دراز، پر چانه، پرگو

my garrulous barber

سلمانی وراج من

garrulousness is a sign of thoughtlessness

پرگویی نشان کم اندیشی است.

(سخنرانی و غیره) طولانی، مطول

مترادف‌ها

adjective
Loquacious, talkative, prating, prattling, babbling.

واژه‌های دیگر با معنی «پرگو»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن