دیکشنری فارسی

garrulous

UKgærələs US'gerələs

معنی فارسی

پرگو پرحرف روده دراز شرشرکننده پرصدا

معنی کامل و مثال‌ها

/gar´ǝ lǝs; gar´yōō-, -yǝ-/adj.

● پر حرف، حراف، وراج، روده دراز، پر چانه، پرگو

my garrulous barber

سلمانی وراج من

garrulousness is a sign of thoughtlessness

پرگویی نشان کم اندیشی است.

● (سخنرانی و غیره) طولانی، مطول

تعریف انگلیسی

adjective
  1. full of trivial conversation “kept from her housework by gabby neighbors”

مترادف‌ها

adjective
Loquacious, talkative, prating, prattling, babbling.

واژه‌های دیگر با معنی «پرگو»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن