gasify
معنی فارسی
تبديل بگازکردن گازي کردن بخارکردن تبديل بگازيابخارشدن
معنی کامل و مثالها
/gas´i fī´/vt., vi.
● تبدیل به گاز کردن، گاز شدن، گازی شدن یا کردن
liquid amonia gasifies readily
آمونیاک مایع زود تبدیل به گاز میشود.
the gasification of liquids
مبدل کردن مایعات به گاز
تعریف انگلیسی
verb
- turn into gas “The substance gasified” “Something ----s” “Somebody ----s something” “Something ----s something”