دیکشنری فارسی

gasify

معنی فارسی

تبديل بگازکردن گازي کردن بخارکردن تبديل بگازيابخارشدن

معنی کامل و مثال‌ها

/gas´i fī´/vt., vi.

● تبدیل به گاز کردن، گاز شدن، گازی شدن یا کردن

liquid amonia gasifies readily

آمونیاک مایع زود تبدیل به گاز می‌شود.

the gasification of liquids

مبدل کردن مایعات به گاز

تعریف انگلیسی

verb
  1. turn into gas “The substance gasified” “Something ----s” “Somebody ----s something” “Something ----s something”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن