دیکشنری فارسی

gaslight

UKgæslait

معنی فارسی

چراغ گاز، روشنايي گاز، گاز سوز، شعله گاز.

گازي،

وابسته به زماني که چراغ گاز مرسوم بود

معنی کامل و مثال‌ها

/gas´līt´/n., adj.

چراغ گاز، نور (ناشی از شعله‌ی گاز)، اجاق گاز، مخرج گاز

گازی، وابسته به زمانی که چراغ گاز مرسوم بود

a gaslight drama

نمایش زمان چراغ گاز

واژه‌های دیگر با معنی «چراغ گاز»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن