دیکشنری فارسی

gasometer

معنی فارسی

گازدان گازانبار

معنی کامل و مثال‌ها

/gas´äm´ǝt ǝr/n.

● سیلندر برای نگهداری و اندازه‌گیری گاز، پیمانه‌ی گاز، گازسنج

● انبار گاز، تانک گاز، گازدان، مخزن گاز

تعریف انگلیسی

noun
  1. a large gas-tight spherical or cylindrical tank for holding gas to be used as fuel
  2. a meter for measuring the amount of gas flowing through a particular pipe

مترادف‌ها

noun
1. Gas holder.
2. Gas meter.

واژه‌های دیگر با معنی «گازدان»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن