gasrtal معنی فارسی شکمي. واژههای دیگر با معنی «شکمي.» abdominally شکمي، بطني، وريدهاي شکمي ventral شکمي، بطني، واقع در روي شکم abdominal شكمي، بطني، وريدهاي شكمي hypogastric زير شکمي abdomen گودال شکمي، شکم، بطن vagino-abdominal مهبلي- شکمي، مربوط به مهبل و شکم. abdominal reflex بازتاب شکمي mesenterical tuberculosis خنازير شکمي celiac وابسته به حفره ي شکم، شکمي، بطني alvine روده اي، شکمي