gassed
UKgæst
USgæst
معنی فارسی
گاز هواي دم دار بنزين لاف بيهوده گاز زدن (به) ياوه سرايي کردن
معنی کامل و مثالها
/gast/adj.
● (خودمانی) سیاه مست، مست و خراب، مست