gastrocolic
معنی فارسی
وابسته به معده و قولون،
وابسته به معده و روده ي بزرگ
معنی کامل و مثالها
/gas´trō käl´ik/adj.
● وابسته به معده و قولون، وابسته به معده و رودهی بزرگ
وابسته به معده و قولون،
وابسته به معده و روده ي بزرگ
/gas´trō käl´ik/adj.
● وابسته به معده و قولون، وابسته به معده و رودهی بزرگ
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن