دیکشنری فارسی

gastronomical

UKgæstrənɔmikl

معنی فارسی

وابسته بعلم خوب خوردن

تعریف انگلیسی

adjective
  1. of or relating to gastronomy “gastronomic adventures” “Pertains to noun: gastronomy, gastronomy (for: gastronomic)”

واژه‌های دیگر با معنی «وابسته بعلم خوب خوردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن