gastronomist
معنی فارسی
متخصص خوب خوردن ،
صاحب سر رشته درخوراک (خوردن)
مترادفها
noun
1. See gastronome.
2. Connoisseur in gastronomy, judge of cookery.
متخصص خوب خوردن ،
صاحب سر رشته درخوراک (خوردن)
noun
1. See gastronome.
2. Connoisseur in gastronomy, judge of cookery.
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن