دیکشنری فارسی

gatekeeper

UKgətkepər US'geıt'ki:pə

معنی فارسی

دروازه بان.

معنی کامل و مثال‌ها

/-kē´pǝr/n.

سرایدار، دربان، فراش دم در (gateman هم می‌گویند)

تعریف انگلیسی

noun
  1. someone who controls access to something “there are too many gatekeepers between the field officers and the chief”
  2. someone who guards an entrance

واژه‌های دیگر با معنی «دروازه بان.»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن