دیکشنری فارسی

gauger

UKgɔːgər US'geıdʒə

معنی فارسی

پيماينده ، اندازه گير ،

کسيکه گنجايش چليک وغيره رامعين ميکند

معنی کامل و مثال‌ها

/gā´jǝr/n.

بازرسی که جهت مالیات‌بندی محتویات بشکه‌های مشروب را می‌سنجد

شخص یا آلتی که اندازه می‌گیرد، سنجشگر، سنجگر

متصدی وصول مالیات غیر مستقیم (مثل مالیات مشروبات و دخانیات)

واژه‌های دیگر با معنی «پيماينده»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن