gaunt
UKgɔːnt
USgɔnt
معنی فارسی
لاغر پوست واستخوان شده زننده بدقيافه
معنی کامل و مثالها
/gônt, gänt/adj.
● نحیف، لاغر و استخوانی، نزار، دارای چشمان گود افتاده و رنگ پریده (در اثر گرسنگی یا مرض یا کهولت)، تکیده، لاغر مردنی
the starving natives looked gaunt
بومیان گرسنه، نزار به نظر میرسیدند.
● بیآب و علف، بی حاصل، بایر
a gaunt heath
یک خلنگزار بیحاصل
مترادفها
adjective
Lean, thin, lank, emaciated, meagre, slender, spare, attenuated.