دیکشنری فارسی

gaunt

UKgɔːnt USgɔnt

معنی فارسی

لاغر پوست واستخوان شده زننده بدقيافه

معنی کامل و مثال‌ها

/gônt, gänt/adj.

نحیف، لاغر و استخوانی، نزار، دارای چشمان گود افتاده و رنگ پریده (در اثر گرسنگی یا مرض یا کهولت)، تکیده، لاغر مردنی

the starving natives looked gaunt

بومیان گرسنه، نزار به نظر می‌رسیدند.

بی‌آب و علف، بی حاصل، بایر

a gaunt heath

یک خلنگ‌زار بی‌حاصل

مترادف‌ها

adjective
Lean, thin, lank, emaciated, meagre, slender, spare, attenuated.

واژه‌های دیگر با معنی «لاغر»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن