دیکشنری فارسی

gauntlet (1)

معنی کامل و مثال‌ها

/gônt´lit, gänt´-/n.

● (در قرون وسطی) دستکش زرهی (دستکش چرمی دارای صفحه‌های فلزی که برای حفاظت دست‌ها در جنگ پوشیده می‌شد)

● دستکش آستین‌دار (که تا زیر آرنج را می‌پوشاند)، دستکش بلند

● (پیراهن‌دوزی) سر آستین چین‌دار

* take up the gauntlet

1- دعوت به مبارزه را پذیرفتن 2- دفاع از کسی (یا چیزی) را بعهده گرفتن

* throw down the gauntlet

به مبارزه طلبیدن، نفس‌کش طلبیدن

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن