دیکشنری فارسی

gauntleted

معنی فارسی

مجهز به دستکش زرهي، دستکشدار،

دستکش پوشيده

معنی کامل و مثال‌ها

/-id/adj.

● مجهز به دستکش زرهی، دستکش‌دار، دستکش پوشیده

تعریف انگلیسی

adjective
  1. wearing a protective glove “gestured with his gauntleted hand”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن