دیکشنری فارسی

gavel

UKgævəl US'gævəl

معنی فارسی

چکش چوبي که هراج کن ها يا رئيسان انجمن ها

بکار ميبرند ، بافه نبسته

معنی کامل و مثال‌ها

/gav´ǝl/n., vt.

● چکش چوبی (که رییس جلسه برای جلب توجه یا درخواست سکوت بر میز می‌کوبد)، کوبه

● با چکش چوبی کوبیدن (بر میز)

● با کوبیدن چکش چوبی آغاز یا پایان جلسه را اعلام کردن

● چوب حراج

تعریف انگلیسی

noun
  1. a small mallet used by a presiding officer or a judge

مترادف‌ها

noun
Mallet (of a presiding officer).

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن