دیکشنری فارسی

gawk

UKgɔːk USgɔk

معنی فارسی

ادم بي دست وپاياکم رو

معنی کامل و مثال‌ها

/gôk/n., vi.

● آدم احمق و دست و پا چلفتی، آدم مات و سر به هوا، ساده‌لوح

● احمقانه خیره شدن، زل زل نگاه کردن، بر و بر نگاه کردن، زل زدن

the tourist stood there gawking at the skyscrapers

توریست آنجا ایستاده بود و با دهان باز به آسمانخراش‌ها نگاه می‌کرد.

* gawkish, adj.

مات و سر به هوا، احمق و بی دست و پا، خرفت

تعریف انگلیسی

verb
  1. an awkward stupid person
  2. look with amazement; look stupidly “Somebody ----s” “Somebody ----s PP”

مترادف‌ها

noun
Clown, boor, booby, awkward simpleton, lout, bumpkin, gawky.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن