gawk
UKgɔːk
USgɔk
معنی فارسی
ادم بي دست وپاياکم رو
معنی کامل و مثالها
/gôk/n., vi.
● آدم احمق و دست و پا چلفتی، آدم مات و سر به هوا، سادهلوح
● احمقانه خیره شدن، زل زل نگاه کردن، بر و بر نگاه کردن، زل زدن
the tourist stood there gawking at the skyscrapers
توریست آنجا ایستاده بود و با دهان باز به آسمانخراشها نگاه میکرد.
* gawkish, adj.
مات و سر به هوا، احمق و بی دست و پا، خرفت
تعریف انگلیسی
verb
- an awkward stupid person
- look with amazement; look stupidly “Somebody ----s” “Somebody ----s PP”
مترادفها
noun
Clown, boor, booby, awkward simpleton, lout, bumpkin, gawky.