دیکشنری فارسی

gawky

UKgɔːkiː US'gɔkı

معنی فارسی

بي دست پا کمرو خجول خام دست

معنی کامل و مثال‌ها

/gô´kē/adj.

خامدست، احمق و ندانم کار، دست و پا چلفتی، لق لقو

a gawky lad

یک پسر بچه‌ی لق‌لقو

مترادف‌ها

I. adjective
Awkward, ungainly, clownish, boorish, rustic, clumsy, raw, green, uncouth, loutish.
II. noun
Clown, boor, booby, lout, bumpkin, gawk, awkward simpleton.

واژه‌های دیگر با معنی «بي دست پا»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن