geanticlinal
معنی فارسی
رجوع شود به geanticline
وابسته به برجستگي بزرگ پوسته ي زمين،
بزرگ تاقديسي
معنی کامل و مثالها
/jē´an´ti klī´nǝl/n., adj.
● (زمین شناسی)
● رجوع شود به: geanticline
● وابسته به برجستگی بزرگ پوستهی زمین، بزرگ تاقدیسی
رجوع شود به geanticline
وابسته به برجستگي بزرگ پوسته ي زمين،
بزرگ تاقديسي
/jē´an´ti klī´nǝl/n., adj.
● (زمین شناسی)
● رجوع شود به: geanticline
● وابسته به برجستگی بزرگ پوستهی زمین، بزرگ تاقدیسی
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن