gear cutter معنی فارسی فرز دنده تراش واژههای دیگر با معنی «فرز» circular milling فرز مدور fly cutter فرز مدول milling machine ماشين فرز، دستگاه فرز die-sinking فرز حديده die-sinking cutter فرز حديده cutter slide لغزنده فرز end mill فرز انگشتي cutter chuck سه نظام فرز nimble fingers انگشتهاي فرز، چابک دستي line-by-line milling فرز کردن سطري، فرز کردن سطر به سطر