دیکشنری فارسی

gearing

UKgiəriŋ US'gıərıŋ

معنی فارسی

دنده (هاي) ماشين

معنی کامل و مثال‌ها

/gir´iŋ/n.

● روش مجهز کردن موتور به چرخ دنده، طرز قرارگیری چرخ دنده‌ها، عمل دندانه‌دار کردن چرخ، نوع دندانه‌ی چرخ دنده

تعریف انگلیسی

noun
  1. wheelwork consisting of a connected set of rotating gears by which force is transmitted or motion or torque is changed “the fool got his tie caught in the geartrain”

مترادف‌ها

noun
See gear.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن