دیکشنری فارسی

gee (1)

معنی کامل و مثال‌ها

/jē/interj., n., vt., vi.

● (در تربیت و راندن اسب و گاو و غیره) هین، هی، برو جلو، به جلو (معمولا به صورت: gee up)

● به راست چرخیدن، دست راست رفتن (در برابر: به چپ چرخیدن haw)

the cow geed when she should have hawed

گاو به جای اینکه به دست چپ برود به دست راست چرخید.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن