دیکشنری فارسی

gelatinous

UKdʒelətinəs USdʒə'lætənəs

معنی فارسی

ژلاتيني دلمه مانند

معنی کامل و مثال‌ها

/jǝ lat´'n ǝs/adj.

● ژلاتین‌دار، ژلاتینی

● ژلاتین مانند، لزج و لیز، ژله مانند

تعریف انگلیسی

adjective
  1. thick like gelatin

واژه‌های دیگر با معنی «ژلاتيني»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن