دیکشنری فارسی

gelation (1)

معنی کامل و مثال‌ها

/jē lā´shǝn/n.

● عمل یخ بستن، منجمد شدن، انعقاد، سفتی، (مثل ژلاتین در اثر سرما) بستن، عمل سفت شدن

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن