دیکشنری فارسی

gemmate

معنی فارسی

غنچه دار ، جوانه دار ، دکمه دار ،

توالدکننده بوسيله جوانه ياغنچه

معنی کامل و مثال‌ها

/jem´āt´/adj., vi.

● (زیست شناسی)

● جوانه زدن، تولید ژما کردن، از طریق اندام هم آوری رویشی تولید مثل کردن

● جوانه‌دار، ژمادار، جوانه‌ای

* gemmation, n.

جوانه‌زنی، هم آوری رویشی، هم آورسازی

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن