دیکشنری فارسی

gemmy

UKdʒemiː

معنی فارسی

گوهرمانند پرگوهر درخشان

معنی کامل و مثال‌ها

/jem´ē/adj.

● جواهر نشان، جواهردار

● جواهر مانند، گوهرسان

● درخشان، تابان

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن