gemmy
UKdʒemiː
معنی فارسی
گوهرمانند پرگوهر درخشان
معنی کامل و مثالها
/jem´ē/adj.
● جواهر نشان، جواهردار
● جواهر مانند، گوهرسان
● درخشان، تابان