دیکشنری فارسی

gendarmerie

معنی فارسی

ژاندارمري سازمان ژاندارمري

معنی کامل و مثال‌ها

/zhän´där´mǝ rē´,zhän där´mǝ rē/n.

● ژاندارمری، اداره‌ی امنیه (gendarmery هم می‌نویسند)

تعریف انگلیسی

noun
  1. French police force; a group of gendarmes or gendarmes collectively

واژه‌های دیگر با معنی «ژاندارمري»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن