دیکشنری فارسی

gender (2)

معنی کامل و مثال‌ها

/jen´dǝr/vt., vi.

● (متون قدیمی) تولید کردن، (بچه) پس‌انداختن، به وجود آوردن (رجوع شود به: engender)

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن