genealogical tree معنی فارسی شجره نامه نسب نامه واژههای دیگر با معنی «شجره نامه» gender tree شجره نامه، سلسه دودمان، نسب نامه genealogize شجره نامه نوشتن، شجره (کسيرا) پيداکردن geneatlogic وابسته به شجره نامه . geneal نسبشناسي، شجره نامه شناسي، دودمان شناسي genealogically ازروي نسبت نامه، موافق شجره نامه genealogies شجره، نسب، دودمان genealogy شجره، نسب، دودمان pedigree شجره، نسب نامه، دودمان stemma شجره، نسب نامه، دودمان