دیکشنری فارسی

generable

معنی فارسی

پيدايش پذير قابل تکوين قابل احداث قابل توليد

معنی کامل و مثال‌ها

/jen´ǝr ǝ bǝl/adj.

● تولید کردنی یا شدنی، زایش پذیر، فراوردنی، پیدایش پذیر

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن