دیکشنری فارسی

general staff

معنی فارسی

ستاد کل ستاد عمومي ستاد فرماندهي

معنی کامل و مثال‌ها

● (ارتش) ستاد کل، ستاد فرماندهی، ستاد ارتش

* general staff college

دانشگاه جنگ، دانشکده‌ی فرماندهی و ستاد

تعریف انگلیسی

noun
  1. military officers assigned to assist a senior officer in planning military policy

واژه‌های دیگر با معنی «ستاد کل»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن