generator set معنی فارسی ژنراتور مولد برق دستگاه مولد برق واژههای دیگر با معنی «ژنراتور» series wound generator ژنراتور سري impluse sender پولز ژنراتور، مولد ضربه اي، فرستنده ضربه جريان generator voltage ولتاژ ژنراتور، ولتاژ آلترناتور inductor alternator توربو ژنراتور turbo-generator توربو ژنراتور generator impedance مقاومت ژنراتور، امپدانس ژنراتور generator resistance مقاومت ژنراتور asynchronous alternator ژنراتور آسنکرون starter/generator استارتر ژنراتور generator winding سيم پيچي ژنراتور