دیکشنری فارسی

genial (1)

معنی کامل و مثال‌ها

/jēn´yǝl, jē´nē ǝl/adj.

● (در اصل) وابسته به نکاح و زاد و ولد، نکاحی، زایشی

● تندرستی آفرین، سلامتی بخش، (آب و هوا) ملایم و سالم

a genial climate

آب و هوای سالم

● (شخص) سر زنده و گرم، خوش مشرب، رفیق‌دوست، خونگرم

a genial friend

دوست خونگرم و خوش مشرب

● (نادر) نابغه، وابسته به نبوغ

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن