دیکشنری فارسی

genitalia

UKdʒinaitæliə US(noun) ['dʒenə'teıljə

معنی فارسی

اندامهاي تناسلي

معنی کامل و مثال‌ها

/jen´i tā´lē ǝ, -tāl´yǝ/n.pl.

● اندام‌های تناسلی، اندام‌های زادآوری (رجوع شود به: genitals)

تعریف انگلیسی

noun
  1. external sex organ

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن