دیکشنری فارسی

genitourinary

معنی فارسی

وابسته به دستگاه اداري تناسلي،

جهاز تناسلي وادراري

معنی کامل و مثال‌ها

/jen´i tō yoor´ǝ ner´ē/adj.

● وابسته به اعضای تناسلی و دستگاه پیشاب، تناسلی - ادراری، زادآور - پیشابی

تعریف انگلیسی

adjective
  1. of or related to the genital and urinary organs or their functions “genitourinary infections” “Pertains to noun: genital organ, urinary organ”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن