genocide
UKdʒenəsaid
US'dʒenə'saıd
معنی فارسی
کشتار دسته جمعي قتل عام
معنی کامل و مثالها
/jen´ǝ sīd´/n.
● کشتار طبق برنامه برای براندازی ملت یا نژادی، نسلکشی، قتل عام، نژاد براندازی، پاکسازی نژادی
* genocidal, adj.
قتلعامانه، وابسته به نسلکشی و نژاد براندازی
the Nazis' genocidal acts
اعمال نژاد براندازانهی نازیها