دیکشنری فارسی

genre

UKʒɑːnrə US'ʒɔnrə

معنی فارسی

نوع، قسم، جور، طبقه ، دسته ، راسته ، جنس،

طرز، طريقه .

نقاشي ژانر، نقاشي واقع نما

وابسته به گونه ي ادبي يا هنري بخصوصي

معنی کامل و مثال‌ها

/zhän´rǝ, zhän´r', zhôn´-/n.,adj.

نوع، گونه، قسم، شاخه

drama and short stories are two different literary genres

نمایشنامه و داستان کوتاه دوگونه‌ی ادبی متفاوت هستند.

نقاشی ژانر، نقاشی واقع نما

وابسته به گونه‌ی ادبی یا هنری بخصوصی

تعریف انگلیسی

noun
  1. a kind of literary or artistic work
  2. a style of expressing yourself in writing
  3. an expressive style of music
  4. a class of art (or artistic endeavor) having a characteristic form or technique

واژه‌های دیگر با معنی «نوع»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن