دیکشنری فارسی

gentleman

UKdʒentlmən US'dʒentəlmən

معنی فارسی

شخص محترم ادم باتربيت مردمعقول اصيل مستراح عمومي مردانه

معنی کامل و مثال‌ها

/jent´'l mǝn/n., pl.

● (در اصل) اشراف‌زاده، نجیب‌زاده، کسی که آنقدر ثروت دارد که نیاز به کار کردن ندارد

the beggar was a gentleman by birth

آن گدا اشراف‌زاده بود.

● آدم مودب و شرافتمند، مرد شریف و ضعیف دوست، جوانمرد، راد، رادمرد، پاک‌زاد، پاک گهر، لوطی

be a gentleman and forgive him!

بزرگواری کن و او را ببخش‌!

a gentleman is always courteous toward the weak

یک آدم جوانمرد همیشه نسبت به ضعفا مودب است.

● (در صدا زدن و نامه‌نگاری) آقا

ladies and gentlemen

خانم‌ها و آقایان

* gentleman's gentleman

نوکر ویژه، خدمتکار خصوصی

* the gentleman from Kansas

(در کنگره آمریکا) نماینده‌ی محترم ایالت کانزاس

* a gentleman's agreement

قول جوانمردانه، تعهد شرافتمندانه، قول شرف، تعهد شفاهی

تعریف انگلیسی

noun
  1. a man of refinement
  2. a manservant who acts as a personal attendant to his employer “Jeeves was Bertie Wooster's man”

مترادف‌ها

noun
1. [Eng.] Man of good family (above the rank of yeoman).
2. Man of good breeding, well mannered man, refined or polished man, man of delicacy and honor.

واژه‌های دیگر با معنی «شخص محترم»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن