gentry
UKdʒentriː
US'dʒentrı
معنی فارسی
مردمي که ازحيث اصالت يامقام پايين ترازاشراف
باشند ، تربيت ، ادب
معنی کامل و مثالها
/jen´trē/n.
● (مهجور) امتیاز اشرافی، مقام والا
● طبقهی بالای اجتماع، نجیبزادگان، اشراف، (انگلیس - طبقهی زمینداران کلان که مقامشان از اشراف پایینتر بود) اربابزاده، طبقهی ویژهای از مردم
he was greeted by the local gentry
محترمین محلی به او خوشامد گفتند.
the newspaper gentry
قشر روزنامهنویسان
all the gentry of England supported him
همهی اشراف انگلیس طرفدار او بودند.
تعریف انگلیسی
noun
- the most powerful members of a society
مترادفها
noun
[Eng.] Middle class, people of good position (between the nobility and the vulgar).