دیکشنری فارسی

geo-

معنی کامل و مثال‌ها

/jē´ō, -ǝ/

● پیشوند:

● زمینی، وابسته به کره‌ی زمین [geocentric]

● جغرافیایی، وابسته به جغرافی، خاکی، ارضی، خاک [geopolitics]

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن