geocentric
UKdʒiːousentrik
US'dʒi:əu'sentrık
معنی فارسی
ازمرکز زمين حساب شده ، زمين مرکز
معنی کامل و مثالها
/jē´ō sen´trik/adj.
● (نجوم قدیم - اعتقاد به اینکه کرهی زمین مرکز منظومهی شمسی و کائنات است) زمین مداری، زمین مرکزی
● فاصله از مرکز زمین (geocentrical هم میگویند)
تعریف انگلیسی
adjective
- having the earth as the center