دیکشنری فارسی

geocentric

UKdʒiːousentrik US'dʒi:əu'sentrık

معنی فارسی

ازمرکز زمين حساب شده ، زمين مرکز

معنی کامل و مثال‌ها

/jē´ō sen´trik/adj.

● (نجوم قدیم - اعتقاد به اینکه کره‌ی زمین مرکز منظومه‌ی شمسی و کائنات است) زمین مداری، زمین مرکزی

● فاصله از مرکز زمین (geocentrical هم می‌گویند)

تعریف انگلیسی

adjective
  1. having the earth as the center

واژه‌های دیگر با معنی «ازمرکز زمين حساب شده»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن