دیکشنری فارسی

geochronometry

معنی فارسی

زمان سنجي زمين زمين زمان سنجي

معنی کامل و مثال‌ها

/-krō näm´ǝ trē/n.

● (سنجش ادوار زمین شناسی از طریق بررسی دگرگونی عوامل رادیواکتیو) زمان سنجی زمین، زمین زمان سنجی

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن