دیکشنری فارسی

geodesic

UKdʒiːoudesik US'dʒi:ə'desık

معنی فارسی

وابسته بعلم زمين پيمايي درسطح کره

معنی کامل و مثال‌ها

/jē´ō des´ik, -dē´sik/adj., n.

● ژئودسیک، ژئودزیک، وابسته به اقصر فاصله بین دو نقطه‌ی واقع بر هر چیز مسطح (به ویژه سطح کروی)، پیمایشی، وابسته به هندسه‌ی ژئودسیک یا خطوط اقصر فاصله، وابسته به هندسه‌ی کروی، کوتاهترین خط ما بین دو نقطه

● (معماری) دارای میله‌هایی که به صورت اشکال چند گوشه به هم وصل شده و تشکیل گنبد می‌دهند

geodesic dome

گنبد میله‌ای

تعریف انگلیسی

adjective
  1. (mathematics) the shortest line between two points on a mathematically defined surface (as a straight line on a plane or an arc of a great circle on a sphere)
  2. of or relating to or determined by geodesy “Pertains to noun: geodesy (for: geodesical), geodesy, geodesy (for: geodetic)”

واژه‌های دیگر با معنی «وابسته بعلم زمين پيمايي درسطح کره»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن