دیکشنری فارسی

geology

UKdʒiɔlədʒiː USdʒı'ɔlədʒı

معنی فارسی

زمين شناسي علم زمين شناسي علم طبقات الارض

معنی کامل و مثال‌ها

/jē äl´ǝ jē/n., pl.

● (دانشی که ماهیت کره‌ی زمین و تاریخ آن و ساختمان پوسته‌ی آن و اجزای درون آن و انواع سنگ‌ها و سنگواره‌ها را بررسی می‌کند) زمین شناسی

● ساختمان پوسته‌ی زمین در هر ناحیه

the geology of Kashan is interesting

ساختار زمین شناسی کاشان جالب است.

● کتاب زمین شناسی

تعریف انگلیسی

noun
  1. a science that deals with the history of the earth as recorded in rocks

واژه‌های دیگر با معنی «زمين شناسي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن